تبليغاتX
خاطرات منجمان آماتور کشور

خاطرات منجمان آماتور کشور

مردمی که از تاریخ خود نیاموزند مجبور به تکرار آن هستند...

خدمات علمی- فرهنگی و ترویجی آقای صیاد .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:47  توسط سحر رحمانی  | 

آثار استاد صیاد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:44  توسط سحر رحمانی  | 

فعالیت های آقای صیاد از زبان خودشان....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:41  توسط سحر رحمانی  | 

تاریخچه ی گروه نجوم دانشگاه صنعتی شریف از زبان دکتر مهدی خاکیان که در تاریخ ۶/۹/۱۳۸۵ نوشته شده است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 14:16  توسط سحر رحمانی  | 

 

نام و نام خانوادگی:مسعود صیفی کار  تاریخ و محل تولد: 1357-همدان منجم : آماتور/حرفه ای

تحصیلات: کارشناسی ارشد فیزیک زمان اخذ آخرین مدرک تحصیلی: بهمن 1383

سمت (ها) و محل (های) شغلی: عضو کمیته ی علمی المپیاد نجوم – باشگاه دانش پژوهان جوان    

محل سکونت:

شماره ی تماس:موبایل: ............... منزل: ................محل کار: ................

 ای میل: masudseifikar@gmail.com. وب سایت: ................................

آیا همه اطلاعات شخصی جنابعالی باید محرمانه باشد؟ (اگر جواب خیر است، موردی وجود دارد که ترجیح می دهید اعلام عمومی نشود؟ در ستون مربوطه علامت بزنید)

                                                      

عنوان فعالیت

زمان اجرا

محل اجرا

پیوست

اعلام عمومی نشود

همایش ملی کسوف

رصد خورشید گرفتگی

کلاس های آموزش نجوم به معلمان

موسس و مسئول گروه نجوم سپهر

دوره ی نجوم مقدماتی

 

 

 

سومین دوره ی آموزش نجوم مقدماتی و اختر فیزیک

چهارمین دوره ی آموزش نجوم و مقدماتی و اختر فیزیک

کارگاه مکان یابی رصد خانه ی ملی ایران

کارگاه پیشرفته ی فیزیک خورشید

کارگاه پیشرفته ی تحقیقاتی در نجوم و اختر فیزیک

کارگاه پیشرفته ی نجوم و اختر فیزیک

کارگاه ملی نجوم آماتوری

20 مرداد 1378

20 مرداد 1378

تیرماه 1378

 

1377 – 1380

 

زمستان 1377

 

 

 

تیرماه 1378

 

 

تیرماه 1380

 

 

بهمن 1380

 

شهریور 1381

 

بهمن 1382

 

بهمن 1380

 

1381 – 1383

ورزشگاه نهاوند

نهاوند

خانه ی معلم نهاوند

 

دانشگاه بوعلی سینا – همدان

دانشگاه بوعلی سینا – همدان

 

 

دانشگاه بین المللی امام خمینی (قزوین)

 

دانشگاه شهید رجایی تهران

 

مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان

دانشگاه تبریز

 

دانشگاه فردوسی مشهد

دانشگاه تبریز

 

تهران

 

 

 

 

*

 

با حضور آقایان موحدنژاد-گیاهی یزدی- افشردی – ایرجی

برگزار کننده انجمن نجوم ایران

 

برگزار کننده انجمن نجوم ایران

.

 

*این گروه، فعالیت های بسیاری از جمله برگزاری دوره ی آموزشی و رصد را در طول فعالیت خود به انجام رساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 0:22  توسط سحر رحمانی  | 

 

نام و نام خانوادگی: علیرضا موحد نژاد تاریخ و محل تولد:............... منجم : آماتور/حرفه ای

تحصیلات: کارشناسی ارشد   زمان اخذ آخرین مدرک تحصیلی: 1370

سمت (ها) و محل (های) شغلی: عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف (مرکز معارف) – عضو شورای مرکز تقویم موسسه ی ژئو فیزیک دانشگاه تهران    

محل سکونت:

شماره ی تماس:موبایل: .................... منزل: ................محل کار:

ای میل:movahhed111@yahoo.com  وب سایت: ................................

آیا همه اطلاعات شخصی جنابعالی باید محرمانه باشد؟ (اگر جواب خیر است، موردی وجود دارد که ترجیح می دهید اعلام عمومی نشود؟ در ستون مربوطه علامت بزنید)

                                                      

عنوان فعالیت

زمان اجرا

محل اجرا

پیوست

اعلام عمومی نشود

رویت دنباله دار هالی

رصد زبانه ی خورشیدی

سیاره ی اورانوس

سیاره ی نپتون

دنباله دار برادفیلد

سیاره ی عطارد

 

نوشتن برنامه ی کامپیوتری برای اوقات شرعی و قبله

برنامه ی کامپیوتری برای محاسبه ی تقویم (رویت هلال)

پروژه ی اوقات شرعی

پروژه ی رویت هلال

رصد هلال با کمترین جدایی زاویه ای در جهان

گذر عطارد

گذر زهره

نوشتن برنامه ی کامپیوتری خورشید گرفتگی

شرکت و ارائه ی مقاله در گردهمایی رویت هلال

1365

 

1366

 

1367

1368

1367

1366

 

1368

 

 

 

1369

 

 

 

78-79

 

80-81

 

مرداد 1380

 

 

1382

1383

1383

 

 

1381 و 1383

رصد خانه ی خورشیدی موسسه ژئوفیزیک

منزل آقای دالکی

روستای آب نیک

دانشگاه شهید بهشتی

مدرسه ی عالی شهید بهشتی

-

 

 

 

-

 

 

 

رصد ها در روستای کوه سفید قم

دانشگاه صنعتی شریف-رصدها در اطراف تهران و کرمان

روستای باغابر در استان کرمان

 

دانشگاه صنعتی شریف

منزل

منزل

 

 

مرکز تحقیات استراتژیک

 

 

با فیلتر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای اعلام عمومی توسط شورای تقویم

.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:51  توسط سحر رحمانی  | 

تاسیس شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران (از زبان دکتر محمدرضا نوروزی)

رابطه کاری ما با مجله نجوم مدتها بود که خوب نبود. بعد از جریان نجوم افزار پگاه  و جدایی حمید رضا گیاهی و شهاب صقری از مجله دیگر ارتباط چندانی با  مجله نداشتم. به عبارتی رابط من و مجله(ما و مجله) بابک بود و بس. به هر حال یک روز بابک که توی رصد خونه  درس داشت به من گفت  همین روزا از مجله برای یک کار باهات تماس میگیرند...منم فقط تعجب کردم و البته بابک هم با زیرکی همیشگیش از جواب دادن طفره رفت. خلاصه .چند روز بعد با من تماس گرفتند( از طرف منصور وصالی) و برای چهارشنبه بعد از ظهر در دفتر کار دکتر منصوری  قراری برای من گذاشتند و جمله هم این بود که این یک قرار کاری برای نزدیک کردن نجومی های ایران به هم دیگر  خواهد بود .

خلاصه بعد از ظهر روزی که قرار بود ساعت 3 با دکتر قرار داشته باشیم به دفتر ایشان(ایسمو) که آن موقع در طبقه 2 یک ساختمان قدیمی در خیابان ویلا بود(پشت ساختمان وزارت علوم) رفتم. خانم دکتر هم انجا بودند و البته دکتر وصالی نیز آنجا بود .) به هر حال با کمی تاخیر ( به دلیل کار اداری که دکتر منصوری داشت) جلسه سه نفره ما شروع شد. اول دکتر از اوضاع و فعالیت های من پرسید و اینکه الان اوضاع تحصیلی من چیه و کلی خوشحالی از این که دارم دکتری باکتری می خونم و ...کلی مباحث کلی دیگه تا اینکه بالاخره معلوم شد قضیه این جلسه چی بوده . بیایید نجومی های قدیمی دور هم جمع بشید...این پراکنده کاری ها برای جامعه ما خوب نیست و...مجله یک مجموعه خصوصی است و دلیل نداره کار یک انجمن نجوم آماتوری را انجام بدهد و ....من هم دوباره بدون ملاحظه و البته با ادب و نزاکتی عجیب بخشی از نگرانی هایم را در باره این کار و انجمن جدید را بازگو کردم ودرباره افرادی که قرار است در این انجمن عضو باشند پرس و جویی کردم و...به هر حال اوضاع چندان بد نبود( مثل همواره) اما واقعیت این است که باز هم خیلی امیدواری نداشتم که این جمع قرار نیست بازیچه باشه و....و البته به هر حال خوشحالی خودم را هم نمی توانستم پنهان کنم . به هر حال این اتفاقی بود که در حال رخ دادن بود و بایستی امیدوارانه آن را آغاز می کردیم و ادامه میدادیم.

پس از مدت کوتاهی حکم عضویت در هیات موسس شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران با امضای ریاست وقت انجمن نجوم ایران پروفسور ثبوتی  به دستم رسید.دیگر اعضای موسس این جمع عبارت بودند از:دکتر وصالی (سرپرست هیات موسس)، حمید رضا گیاهی یزدی، شاهین جعفرزاده، رضا منجمی، موسی زمانی،مطیعی

جلسات این گروه در دفتر انجمن نجوم و فیزیک(واقع در خیابان ایتالیا) برگزار میشد و نوید بخش روزهای خوشی بود برای آینده نجوم آماتوری ایران....اما به سرعت رویدادهای دیگری رخ داد که این ایده زیبا را دور از ذهن میکرد....

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:48  توسط سحر رحمانی  | 

از زبان دکتر محمدرضا نوروزی

اولین همایش سراسری ستاره شناسی آماتوری ایران

بهار 1380

شرکت در جلسه ای که در حوزه ی ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران داشتیم. آن جلسه برای سازماندهی و تشکیل فرهنگسرای علوم بود. ریاست این فرهنگسرا با دکتر حسن مرکزی بود. افراد آن جلسه من و حمید گیاهی بودیم و 10 -20 نفر دیگه. افرادی که یادم هست دکتر      و حاجی (مدیر دبیرستان علامه ی حلی و آقای آروند و خیلی های دیگه.

این جلسات هر هفته تشکیل می شد و آرام آرام افرادی غربال شدند و کم شدند تا در نهایت 6 نفر باقی ماندند و من شدم معاون اجرایی این فرهنگسرای غیر فیزیک. از اولین برنامه هایی که ریختیم اجرای یک همایش ستاره شناسی بزرگ بود.

بودجه ی خوبی اختصاص داده شد و من شدم دبیر اجرایی و حمید گیاهی دبیر علمی. همایش در تابستان 80 (اگر اشتباه نکنم 21 و 20 مرداد 1380) در فرهنگسرای بهمن اجرا شد.

سخنرانان:

            نوروزی/عقابی/گیاهی/صیاد/عجب شیرزاده/ملک عباسی/قاضی میر سعید/مطیعی

بودند.

از 12 یا 14 استان شرکت کننده داشتیم. همایش عظیم و خوبی بود. هر چند که هزینه ها کامل پرداخت نشد اما به هر حال عالی بود. این همایش نام اولین همایش سراسری ستاره شناسی آماتوری ایران را بر خود داشت. اما روز آخر این برنامه با روز اول برنامه ای مشابه که از سوی مجله نجوم در سعادت شهر برگزار می شد همزمان بود. این مساله خیلی برای مجله ای ها گران تمام شد. بعد ها این یکی از ایراد های وصالی و مجله ای ها به من و فعالیت های من شد.

شرکت کننده ها حدود 270 نفر

مدت دوره 3 روز

هزینه ی دریافتی برای کل برنامه: 2000 تومان شامل غذا، میان وعده ها، حمل و نقل از نقاط مختلف تهران به محل سمینار. و از محل سمینار به خوابگاه ها، خوابگاه ها و ....

حامیان:

·        سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران- فرهنگسرای علوم

·        بانک کشاورزی

·        صا ایران

تابستان 1381

 دومین همایش سراسری ستاره شناسی آماتوری ایران

تجربه ی سال قبل خیلی خوب بود. دوباره با سازمان که فرهنگسرای علومش خیلی هم کاری نشده یود (مدیریت کلان سازمان دچار دردسر های زیادی شده بود و ) دکتر مرکزی هم استفا کرده بود) کار را شروع کردم حمایت مالی 2 میلیونی کردند اما فقط 800هزار تومان دادند. با کانون هماهنگ کردم و سالن اصلی را گرفتم. شاهین دبیر علمی شد. باز هم حدود 300 نفر شرکت کردند. تقریبا هم زمان با ما عتیقی همایشی با نام مشابه سال قبل در فرهنگسرای بهمن برگزار می کرد. سخنرانان

           شاهین/پژمان/بابک/...

سمینالر خوبی بود اما نه با قدرت سال قبلش. بخش زیادی از هزینه های این همایش را پدرم پرداخت کرد!!

هزینه ی دریافتی 2000 تومان

یک نکته ی جالب: روز آخر این همایش (2 روزه) سرود ای ایران پخش شد.

در روز پایانی یک عهدنامه قرائت شد به رح /یوست که قرار شد  همه ی نجومی ها  خود را به آن ملزم کنند( و حیف! نکردند!)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:47  توسط سحر رحمانی  | 

اواخر بهار 70( از زبان دکتر محمد رضا نوروزی)

شبی در رصد خانه ی زعفرانیه گروهی آمدند. با نام انجمن نجوم آماتوری دانشجویان تهران تنهاغ کسی که از آن جمع به شدت دیده میشدند و یادم مانده بود علی اسدیان و نفیسه نعیمی پور بودند. این ها سر دسته ها بودند. آمدند رصدی کردند و خندیدند و گفتند و رفتند. سال بعد با این جمع به واسطه ی یک دوست (؟؟؟؟؟) آشنا شدم. رصد خانه ی زروان در جماران بود. ساختمان زیبایی داشت. آن جا باهاشون قرار گذاشتم. خیلی زود با ایشون آشنا شدم شاهین پیروزگر و سعید فرکوش و ... وارد جمعشان شدم. خیلی زود به هیات مرکزی آن راه یافتم و حتی تا دبیری آن هم پیش رفتم. این جمع پس از انقلاب و پس از انجمن نجوم آماتوری ایران (اصفهان) که توسط بابک سدهی در اصفهان تشکیل شد، اولین جمع نجوم آماتوری بود و فعالیت های زیادی در ایران داشت. هسته ی اصلی جمع دانشجویان فیزیک و مکانیک دانشگاه آزاد(تهران مرکز که آن زمان در خیابان حافظ زیر پل دوم (بالاتر از سخایی) )بود البته بعد از ورود من به جمع ایشان آرام آرام گرو هها و افراد دیگری نیز به این جمع وارد شدند.به هر حال از فعالیت هایی که این جمع داشت یکی گرداندن رصد خانه زروان بود .این رصد خانه برنامه های آموزشی و نمایشی زیادی برای عموم مردم انجام میداد. برنامه های عمومی بیشتر کار شاهین پیروزگر بود و البته دکتر میرترابی(آن زمان هنوز دکتر نبود) نیز در این کار و همینطور کلاسهای آموزشی کمک میکرد. فروشگاه کوچکی نیز از سوی زروان(مجله نجوم) در طبقه بالایی ساختمان برپا بود.بعدها بین این دوتا شکرابی شد و از هم جداشدند و البته رصد خانه زروان هم از آنم ساختمان بر چیده شد وآن ساختمان به فعالیت های دیگری مشغول شد....

اما توی این انجمن کار های دیگری نیز برگزار میشد. شاید بشه گفت که پدر جد باشگاههای نجوم را در همین انجمن شاهد بودیم. برنامه های ماهانه ای مانند باشگاه نجوم و نیز سخنرانی های ماهانه نجوم در انجمن بر گزار میشد. محل برگزاری این برنامه ها در سالن های مختلفی در سطح تهران بود. از سالن تازه ساز فرهنگسرای اندیشه(سید خندان) تا سالنهای فرهنگسرای بهمن. فرهنگسرای بهمن یکی از مهمترین پایگاههای این انجمن بود . خود این قضیه که چهگونه ما در فرهنگسرای بهمن جا گرفتیم هم داستان مفصلی دارد.

برنامه های بزرگ اجرا شده توسط این انجمن یکی برنامه مربوط به برخورد شومیکر لوی 9 با مشتری بود(سخنران اصلی این برنامه که در سالن  مبارک فرهنگسرای بهمن برگزار میشد) توفیق حیدرزاده بود.

برنامه دیگر رصد خورشید گرفتگی سال 74 در بیرجند بود. این برنامه را در جای دیگری تعریف میکنم . اما به هر حال برنامه بسیار خوبی بود . پس از رصد خورشید گرفتگی برنامه ای نمایشگاهی در ابعاد بسیار بزرگ  در فرهنگسرای بهمن برگزار شد  با عنوان نمایشگاه نجوم. فعالیت بسیار زیبا و بزرگی در مقیاس های آن زمان بود .

اما یکی از برنامه های جالب توجه این انجمن  برنامه های رصدی عمومی برای مردم بود . این برنامه ها به طور منظم در پارک ها  میادین شهر و ... برگزار میشد و استقبال خوبی هم از آن به عمل یآمد . اما مهمترین برنامه های رصد عمومی که از سوی این انجمن بر گزار می شد برنامه هایی بود که آخر هفته ها در پناهگاه پلنگ چال برگزازر میشد . اعضای انجمن پنجشنبه ها بعد از ظهر با تمام وسایل( شامل لوازم شخصی و 3 تلسکوپ که همگی از نمونه های شکستی 6 سانتی متری نوع کهکشان که آن زمان توسط زروان وارد و فروخته میشد) به پلنگچال میرفتند و در آنجا برای کوهنوردانی که به کوه آمده بودند شب رصدی برگزار میکردند. گاهی این برنامه با آب و تاب بیشتری برگزار میشد و  از دو روز قبل در تمام مسیر و کافه ها تراکت های تبلیغاتی پخش میشد. به هعر حال این برنامه خیلی مورد توجه افراد قرار میگرفت . یکی دوبار هم چنین برنامه های را در هتل اوسون و پناهگاه کلکچال برگزار کردیم .

در تمام برنامه های نجومی_عمومی  انجام شده  توسط این انجمن برنامه نمایشگاه و فروشگاه کتاب هم دایر بود . و البته بر خلاف این زمان تعداد زیادی کتاب های نجومی بسیار خوب با ترجمه های عالی وجود داشت که البته بیشترشان توسط آستان قدس و یا امیر کبیر منتشر شده بود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:44  توسط سحر رحمانی  | 

خورشید گرفتگی 1378( از زبان آقای دکتر محمد رضا نوروزی)

مدت زیادی از خورشید گرفتگی قبلی نمی گذشت . بنابراین بسیاری از برنامه هایی که قبلاانجام گرفته بود این بار با دردسر کمتری به انجام میرسید . اما خوب خیلی برنامه های جدیدتر هم باید انجام میشد که دردسر های بسیازری را داشت . اول از همه این که تبلیغات زیادی شده بود و بنابراین مشتری های دیدن این پدیده بسیار زیاد بود . از سوی دیگر هر کسی( به خصوص در نزدیکی برنامه کسوف) سعی داشت از این خوان گسترده برای خود نمدی بدوزد و سودی از کسوف ببرد . مجله نجوم برنامه های زیادی را  انجام میداد و حسابی سرشان شلوغ بود . از سوی دیگر در رصد خانه زعفرانیه سیل تماس های تلفنی برقرار بود . بسیار شلوغ شده بود . من و بابک و حمید رضا گیاهی یزدی و مهرداد ایرجی برنامه های رادیویی زیادی را پر میکردیم. برنامههای تلویزیونی هم ازسوی سیاوش صفاریان پور و دیگر تهیه کنندگان زیاد بود . قرار بود یک برنامه تلویزیونی از غرب تا شرق ایران را برای این برنامه پوشش دهند . بابک و مجله ای هلا در غرب ایران مستقر می شدند و آقای دالکی در اصفهان به سر میبرد . خلاصه این که هر کسی به جایی رفته بود و کاری میکرد . اشین دانیلی زاکاریان نیز قرار بود به دریاچه زریوار رفته و از کنار این دریاچه زیبا عکاسی کند.کمی قبل از این پدیده نیز حمید خداشناس کاری با عنوان بررسی اثر کسوف بر موجودات زنده را تعریف کرده بود و می خواست آنرا مورد آزمایش قرار دهد .. خیلی کار علمی ای به نظر نمی رسید اما به هر حال مورد جالبی بود . اگر اشتباه نکنم حمید نیز در کردستان و نزدیکی های اشین به سر برده بود . بعدها حمید خداشنتاس نیز در زمره جویندگان کسوف در آمد و سراسر کره خاکی را برای دیدن کسوف زیر پا گذاشت .

 .....عینک های کسوف نیز دردسر دیگری بودند. بسیاری از تولید کنندگان  بودند که از این راه برای خودشان سودی به هم میزدند و البته مانند بسیاری موارد دیگر که در ایران مرجعیتی وجود ندارد و اخلاق حرفه ای وجود ندارد در این مورد نیز موارد زیادی از بی اخلاقی را شاهد بودم. حسین علیزاده غریب در آگهی ای که در روزنامه همشهری منتشر شد (صفحه آخر) فیلتر های جوشکاری را تنها ابزار مناسب برای رصد خورشید گرفتگی معرفی کرد . مجله نجوم فقط عینک های خودش را قبول داشت(که بعدها خیلی حرف و حدیث در باره این عینک ها هم باب شد) و چند تولید کننده دیگر هم بودند. در مورد عینک های مجله نجوم یک نکته جالب و تاسف برانگیز هم وجود داشت. آنهم اینکه بعدها شنیدم که در طی قرار دادی قرار بوده که سازمان جهانگردی قرار بوده تعداد زیادی از این عینک ها از مجله نجوم بخرد(حتی روی عینک ها آرم سازمان وجود داشته) اما به هر دلیل(که بیشتر مدیریتی بوده و ضعف ساختار اداری در ایران) چون بسیاری از پیش بینی ها ی سازمان در مورد توریست و ....درست از آب در نیامده بود بخش زیادی از تعهداتشان به مجله را زیر ا گذاشتند و عینک های زیادی برای مجله بدون مشتری باقی ماند و در وانفسای بی پولی و کم بودن منابع مالی مجله، این هم قوز بالا قوز شد .....

برنامه سمینار و سخنرانی نیز تا دلتان بخواهد در ایران و تهران رایج بود. در تهران یک برنامه عجیب از سوی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و با دست اندرکاری سید حجت الحق حسینی   ( از دوستان عجیب آن دوران)در سالن همایش سازمان تبلیغات اسلامی(سوره) برگزار میشد که واقعا مفتضحانه بود . برنامه های خوب و بد همه جا را گرفته بود....

اما من به همراه علی آزادگان ووحید سجاد برنامه ای عمومی تدارک دیدم و جمع کثیری از افراد علاقمند را در این برنامه ثبت نام کردیم .بیش از 200 نفر شدیم .و والبته واقعیت این است که اگر توانمان بود این برنامه بدون اغراق به 1000 نفر هم میتوانست برسد....برنامه را برای خوانسار قرار دادیم .با دردسر بسیار زیاد ایتننم برنامه اجرا شد . افراد زیادی را در این برنامه می شناختم که حضور داشتند . از لیلا صادقی کعه به همراه خانواده اش به این برنامه آـمده بودن(و خیلی برایش سفر خوش یمنی نبود) تا خانم یزدانی و خواهرانش..شهاب صقری و دوستان و....

هوا بسیار عالی بود و رصد خوبی بود . برای ما که تجربه دیدن کسوف 74 را داشتیم این رصد نعمتی بود . مدت گرفت کامل خیلی بلند بود . انقدر که حوصله مان را سربرد. من عکاسی نمی کردم و بیشتر از حاشیه برنامه تصویر برداری میکردم . اما به دوست خوب قدیمها ژیلا باقریان کمک می کردم عکس های خوبی بگیرد . بهنام دولتیاری که اکنون در کانادا به سر میبرد با تلسکوپ مید 8 سانتای متریاش عکس های بسیار خوبی گرفت .. ژیلا هم با لنز تله 500 و به همین ترتیب همه دوستان دیگر .

پس از کسوف در برنامه ای تلویزیونی که سیاوش برنامه ریزی کرده بود شرکت کردم و یک بخش کامل را به موضوع برخورد رسانه ها با کسوف اختصاص دادم. برنامه جالبی از آب در آمد . و البته مخالفان زیادی هم براینم تراشید.

مجله نجوم نیز ویژه نامه نسبتا خوبی برای کسوف منتشر کرد . با مطالبی متنوع و زیبا و کارآمد از روش رصد تلا افسانه ها و اسطوره ها و روش عکاسی و کار های تحقیقی و ....

در مجله دیگری که در مشهد و با همت محسن شادمهری منتشر شد( با نام راه ابریشم) نیز ویژه نامه کسوف منتشر شد . در آنجا هم دو یا سه مطلب داشتم .آنهم مجله خوبی از آب در آمد هر چند که دیگر از آن چیزی نشنیدم و البته بعدها فهمیدم که انتشار آن شماره هم خرج زیاد و بدون بازگشتی را روی دست تولید کنندگان نهاده است .

در همین اثنا دو کتاب خوب هم منتشر شد . یکی توسط نفیسه نعیمی پور نوشته شده بود و دیگری توسط حمید رضا گیاهی یزدی ....هر دو کتاب نیز کتابهای خوبی بودند. قبل از آن هم کتابی دیگر توسط انتشارات آستان قدس در سالهای قبل منتشر شده بود. به هر حال اکنون سه کتاب خوب در مورد کسوف در ایران وجود دارد....

بعد از این کسوف در مدت نه چندان بلندی پس ازآن از شبکه 4 نامه ای برایم فکس شد که در آن دعوت شده بودم به جلسه ای که در اصل هم اندیشی ای بود برای  برگزاری نمایشگاهی از عکسهای کسوف سال 78.دیگر مدعوین این جلسه هم عبارت بودند از:دکتر رضا منصوری(رئیس انجمن نجوم ایران)مهندس عمادی(مدیر گروه دانش شبکه 4)دکتر پور حسین(مدیر شبکه 4) دکتر وصالی(سردبیر مجله نجوم)و مدیریت محترم خانه عکاسان ایران.به هر حال این نمایشگاه با همکاری موثر مجله نجومی ها برگزار شد و عملا بابک تفرشی با توجه به علاقه اش برای این برنامه زیاد کار کرد و نمایشگاه در محل نگارخانه تهران برگزار شد و در آن تصاویری از کسوف که از سراسر ایران گردآوری شده بود به نمایش در آمدند و این برنامه علاوه بر نمایش ، بخش مسابقه هم داشت .به همین مناسبت انتشارات سروش کتابی از عکس های برگزیده نیز منتشر کرد . که در نوع خود کار پسندیده و جالبی بود . 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:41  توسط سحر رحمانی  | 

خورشید گرفتگی سال 74(از زبان دکتر محمد رضا نوروزی)

انجمن نجوم آماتوری دانشجویان ایران از 4 ماه قبل از خورشید گرفتگی برنامه ریزی هایی را انجام داده بود . ابتدا بحث بر سر این بود که آیا برنامه عمومی بگذارد یا نه... بالاخره به این نتیجه رسیدیم که برنامه اختصاصا برای اعصای انجمن باشد . خلاصه پس از کلای برنامه ریزی قرار شد گروه با اتوبوس به سمت بیرجند حرکت کند به گونه ای که شب قبل از کسوف در روستای فورک (از توابع  بیرجند)باشیم و تا صبح یک رصد کوتاهی بکنیم و پس از رصد کسوف (که فقط چند لحظه کوتاه بود  و کسوف قبل از طلوع آغاز شده بود) به سمت تهران عازم شویم. همه کار ها انجام شده بود و بار ها و بارها برنامه ریزی برای عکاسی از کسوف تمرین شده بود و فیلتر های نا ایمن زیادی را با فیلم های رادیو گرافی  درست کرده بودیم و خلاصه این که کلی کار کردیم. در مورد عکاسی روی من و شاهین(پیروزگر) و آرش حساب زیادی میشد . من و آرش  با تلسکوپ C90 عکس های زیادی گرفتیم . فیلتر هایمان هم از دیسکت بگیر تا فیلم رادیو گرافی و فیلتر پولاریزه ...بودند. همه آنها را تست کردیم . بالاخره برنامه آغاز شد . محل حرکت از ابتدای خیابان زنجان بود . فرید قاسملو و بسیاری از دوستان دیگر هم همراه جمع بودند اما من همراه تیم نرفتم . بخشی از فعالیت های اداری باقی مانده بود که باید انجام میشد . بنابراین من تهران ماندم تا به آنمها برسم. و البته قرار شد بعدا به همراه بابک تفرشی و اشین و محمد رصا زمان ثانی عازم بیرجند بشویم . به دوستان بپیوندم . خلاصه فردای آن روز ( حرکت بچه ها) از تهران راه افتادیم . رفتیم ترمینال جنوب و بعد با اتوبوسی به بیرجند رفتیم .  مسیر رفتمان بسیار بلند اما  پر هیجان بود . بسیاری از مسافران اتوبوس سرباز های تهرانی بودند که  به بیرجند برای ادامه خدمت می رفتند و در مسیر مان(شب که شده بود) من و بابک بسیار رصد کردیم . محمد رضا هم که کاملا خواب بود(تمام مسیر)

صبح زود روز قبل از کسوف به بیرجند رسیدیم . باران اندکی باریده بود  و ما را تنگران میکرد . به بیرجند رسیدیم یکی از اولین خاطراتم دیدن سیاوش و فواد صفاریان پور بود .( فکر کنم همراه برادر بزرگترشان آمده بودند) آن زمان این دو قلو های افسانه ای خیلی کم سن بودند .و سیاوش از این دیدار خاطرات جالبی دارد. از جمله شکسته شدن سرش!!!!

توی بیرجند اول از همه رفتیم دانشگاه که برنامه سمیناری داشتند . بعد از آن برای ناهار رفتیم منزل یک فرد محلی که میهمانان تهرانی زیادی داشت از جمله آقای مهندس دالکی هم بود . بعد از ناهار رفتیم توی شهر و قرار شد همان آقا ی میزبان برای ما ماشینی بفرستد تا ما رلا به فورک ببرد . قرار ما ساعت 17 مقابل دانشگاه بود . هوا هم کمی سرد شده بود . به هر حال ما تا ساعت 1830 دقیقه منتظر ماندیم و بالاخره ماشین آمد . یک وانت مزدا با چند تا پتو در پشت . ما پریدیم بالا و ماشین راه افتاد . سوز بسیار سردی می آمد . پتو ها را روی سرمان کشیدیم  . ماشین با سرعت سرسام آوری حرکت می کرد و ما زیر پتو مشغول بگو بخند بودیم . گاهی سرکی میکشیدیم و آسمان را چک می کردیم . آسمان صاف و پر ستاره بود و بسیار دیدنی .

 به هر حال به فورمک رسیدیم . رذوستال بسیار شلوغ و پر زمزمه بود . بچه های انجمن در حسینیه روستا جمع بودند . گرو هی دیگر در باغهای زرشگ فورک مشغول گشت و گذار و. گروهی دیگر نیز به رضد مشغول بودند . منو بابک و اشین ومحمد رضا مشغول رصد بودیم و عکماسی... برخی از اون عکسها را دارم .نزدیک صبح با بچه های انجمن روی یکی از بالاترین دیواره های قلعه فورک مشغول رصد بودیم . با آرش  و راحله مشغول آماده کردن دوربین ها شدیم و دوربین فیلم برداری را نیزی آماد کردیم .هوا روشن شد . لبه افق شرقی با لایه نازکی از ابر پوشیده شده بود . حدود 1 درجه از افق بسته بود . باز هم جای شکرش باقی بود .و بالاخره خورشید بالا اومد . بخش کوچکی از آن گرفته شده بود با ذوق و شوق دیدیم و عکس می کگرفتیم. این اتولین کسوف کامل عمر همه ما ها بود . گروه برنامه تلویزیونی صبح به خیر ایران نیز در بیرجند بودند. از دانشگاههای زیلادی نیز آنجا آمده بودند . از جمله از زاهدان( که بعدها فهمیدم دوست خوب دبیرستانی ام محمد رضا مراد حاصلی هم آنجا بوده) دکتر عجب شیر زاده و مرحوم عدالتی و دکتر قنبری و محسن شادمهری و.... دیگر استادان نیز آنجا بوده اند. واحدی هم مجری برنامه بوده که سوتی های عظیمی داده است .خیلی های دیگر نیز از تهران و دیگر شهر های  کشور به جایی در نزدیکی قم رفته بودند. اگر اشتباه نکنم شاهین جعفرزاده نیز آنجا بوده است .

به هر حال بعد  از رصد هیجان آوری که  داشتیم من از بابک و بقیه دوستان جدا شدم . آنها جدا گانه به مشهد رفتند و از آنجا با هواپیما به تهران برگشتند . من هم می خواستم این کار را بکنم اما بچه ها نگذاشتند  و قرار شد با آنها برگردم و البته بسیار هم مزه داد   و تمام مدت مسیر را به گفتن و خندیدن گذراندیم و البته نگران عکس ها بودیم و نتایج کار....

این برنامه برای بسیاری از دوستان شروعی برای کار رصدی تازه شدهبود. از جمله بابک تفرشی که پس از این، دلبسته کسوف شد و افتاد آنچه دانید....

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:33  توسط سحر رحمانی  | 

نمونه ای از نامه هایی که برای افراد فرستاده شد:

سرور گرامی جناب آقای/ سرکار خانم....

بی گمان جنابعالی تصدیق می فرمایید که جمع آوری و ثبت رویدادهای تاریخی، بخش مهمی از هویت هر ملت، یا جامعه ای را تشکیل می دهد. در ستاره شناسی (آماتور و حرفه ای) امروز ایران نیز حرکت های بسیاری در سالیان گذشته انجام شده که متاسفانه مرکزیتی برای ثبت و نگهداری از آن ها وجود نداشته است. اکنون و با در نظر گرفتن نقش بسیار مهم جنابعالی در پیشبرد این دانش کهن در تاریخ نوین کشورمان از شما در خواست می کنیم با ارائه ی هر گونه سند و مدرک (شامل بریده ی جراید، عکس، فیلم، نوار صوتی، پوستر همایش، کتابچه ی همایش، گزارش علمی و ...) و نیز باز گویی و باز نویسی فعالیت های جنابعالی ( با ذکر محل اجرا، زمان دقیق اجرا، طیف مخاطب، افرادی که در برنامه شرکت کرده یا با شما در اجرای برنامه و فعالیتتان همراه بوده اند و...) ما را در این امر مهم یاری کنید. لازم به ذکر است که تمام اسناد و مدارک ارسالی جنابعالی، صحیح و سالم، (پس از کپی برداری) ظرف مدت کمتر از یک ماه به شما بازگردانده می شود.

این اطلاعات در وب سایتی که به امید خدا از میانه ی ماه دی آغاز به فعالیت خواهد کرد، با نام خودتان قرار می گیرد و در آینده به عنوان یک کتاب مستقل منتشر خواهد شد.

 نام و نام خانوادگی:                تاریخ و محل تولد:                             منجم : آماتور/حرفه ای

تحصیلات:                         زمان اخذ آخرین مدرک تحصیلی:

سمت (ها) و محل (های) شغلی:      

محل سکونت:

شماره ی تماس:موبایل: ............... منزل: ................محل کار: ................

 ای میل: .............................. وب سایت: ................................

آیا همه اطلاعات شخصی جنابعالی باید محرمانه باشد؟ (اگر جواب خیر است، موردی وجود دارد که ترجیح می دهید اعلام عمومی نشود؟ در ستون مربوطه علامت بزنید)

                                                      

عنوان فعالیت

زمان اجرا

محل اجرا

پیوست

اعلام عمومی نشود

این قسمت مربوط به نام رسمی برنامه و یا موضوع آن است.

این قسمت مربوط به زمان اجرا شامل زمان آغاز برنامه و مدت اجرای آن است. این دو مورد را با علامت – از هم جدا کنید.

این قسمت شامل نام شهر یا منطقه اجرا شده و نیز نام مرکزی که برنامه در آن جا اجرا شده، است.

شرح این برنامه، عکس ها و اسناد و مدارک موجود در مورد این برنامه کدام است؟ خواهشمند است به جدول ضمیمه و آن ها را ذکر کنید.

اگر موردی وجود دارد که مایل به اعلام عمومی آن نیستید در این ستون در مقابل آن مورد علامت بگذارید.

 

 برای نمونه:

 

نام و نام خانوادگی:سحر رحمانی تاریخ و محل تولد:1/1/1311-تهران  منجم : آماتور/حرفه ای

تحصیلات:    دانشجو              زمان اخذ آخرین مدرک تحصیلی: دیپلم- 1384 

سمت (ها) و محل (های) شغلی: دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف – دبیر نجوم دبیرستان فرزانگان تهران    

محل سکونت: تهران .......

شماره ی تماس:موبایل:1111111- 0912 منزل: 11111111-021 محل کار: 11111111-021

 ای میل: rahmani.sahar@gmail.com وب سایت: www.rahmanisahar.blogfa.com

آیا همه اطلاعات شخصی جنابعالی باید محرمانه باشد؟ (اگر جواب خیر است، موردی وجود دارد که ترجیح می دهید اعلام عمومی نشود؟ در ستون مربوطه علامت بزنید)

                                                      

عنوان فعالیت

زمان اجرا

محل اجرا

پیوست

اعلام عمومی نشود

 

گذر زهره

 

19 خرداد ماه 1383- از ساعت 9-13

 

تهران- دبیرستان فرزانگان تهران

 

شرح این برنامه (پیوست 3) و عکس های 5-10 به همراه گزارش های این رصد در پیوست آمده است.

 

 

 

 

با احترام

دکتر محمدرضا نوروزی

مدیرعامل

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:31  توسط سحر رحمانی  | 

سلام

داستان از زمانی شروع شد که قرار شد IDSS یک سری سایت طراحی و اجرا کند که هر کدام از آن ها مربوط به یک موضوع خاص باشد و به قدری قوی کار کند که سایت مرجع فارسی در آن زمینه باشد اولین سایت از این مجموعه سایت ها هم سایت شاخص است که مربوط به ساعت آفتابی است. یکی از این سایت ها مربوط به تاریخ نجوم آماتوری ایران است، قرار است از منجمان آماتور ایران خاطراتشان را جمع آوری کرده و بازنویسی کنم. برای این کار فرم هایی تهیه شد و برای این افراد فرستاده شد و اما متاسفانه به دلیل مشغله ی فراوان این افراد مطالب قابل توجهی به دست من نرسید. از آنجا که به احتمال قوی و با این سرعتی که مطالب در حال رسیدن است، نمی توان سایت را به زودی راه انداخت. تصمیم گرفتیم که وبلاگی بسازم مطالبی را که به دستم می رسد به همون ترتیبی که به من داده می شود و بدون هیچ گونه تغییری بر روی این وبلاگ بگذارم و بعد از آنکه مطالب به طور کامل جمع آوری شد آن ها را بازنویسی کرده و به امید خدا سایت را راه بیاندازم. به هر حال در اینجا می توانید خاطرات منجمان آماتور کشور با قلم خودشان بخوانید.   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:21  توسط سحر رحمانی  |